نقابها یک به یک فرو میافتد. دژخیمی که نقاب خیرخواهی زده بود و چهره اش را به مهر بزک کرده بود، در باران غیرت و حماسه مردم، همه رنگها و نقاب هایش شسته شد تا عیان شود ذات پلیدی که پشت ظاهر بود. اویی که به وعده «کمک در راه است» برخی را فریفته بود، بی توجه به همان جماعت خوش باور، باور اصلی خود را رو کرد و از بازگرداندن ایران به عصر حجر گفت.
سنگ مغزی که میپندارد تاریخ را میتواند به عقب ورق بزند، اما نمیداند که این ملک و ملت، هفت هزار صحیفه را یکان به یکان و هر یک را در هیئت یک تقویمِ سیصدوشصت وپنج روزه ورق زده و به امروز رسیده است. با پنداشتههای عصر حجری نمیشود جلوی پای این ملت سنگ نهاد چه رسد که به دوران سنگ بازش گرداند. او جواب این «بلاهتِ گفتاری» مدامش را هم از افکار عمومی جهان گرفت و هم از مردم رشید ایران. فرزندان غیرتمند ایران در میدان، خط به خط جوابش را در زمین عمل دادند. مردم هم در خیابان، شاخش را چنان شکستند که شانه اش افتاد.
اذهان دارد آن قدر روشن میشود که تاریکیهای انباشته قبلی شبکههای رسانهای دشمن هم ذره ذره از بین میرود. ما رسیدهایم به فصل خاصِ «و یخرجهم من الظلمات الی النور». رسیدهایم به روزهایی که هر کدام در هیئت پرشکوهِ «یوم ا...»، «عبادا...» را به سرفرازی میکشاند. دیگر موازنه در قاعده چشم در برابر چشم باقی نخواهد ماند که به ازای چشم، هم چشم را میزنیم و هم یک سیلی مضاعف.
باید بفهمند اینجا ایران است. بفهمند که یک ایرانی را هیچ وقت نباید تهدید کرد حتی در غربت چه رسد به همه ایرانیها در خانه. به ادراک درست از شرایط و موازنه ایجاد شده نرسند، جوابشان را از میلیونها «جانفدا» خواهند گرفت که در همان روزهای اول، شمارشان از ۱۱ میلیون نفر (تا لحظه نگارش این مطلب) گذشت. اینان نام نوشتند که اگر پای اجنبی به خاک ما برسد بی سر و دست بازش گردانند.
بسیاری دیگر هم نام خواهند نوشت و دیگران هم بی نام و نشان این مأموریت ملی را انجام خواهند داد. اینجا ایران است. با همه دنیا فرق میکند. اینجا هر نفر یک شناسنامه هفت هزارساله دارد و ریشهای که به دیرینهترین تمدن بشری میرسد. نه یانکیهای سرگردان و نه جهودهای آواره نمیتوانند، این هیمنه مان را بشکنند.
این روزها که از جنگ رمضان میگذرد هر کدامش یک دفتر است با تحریر شکست برای مهاجمانی که آمده بودند دو- سه روزه ایران را اشغال کنند. مناره دزدانی که خوابهای نفتی میدیدند و در ذهن بیمار خود سندهای تبادل آن را هم امضا کرده بودند. نمیدانستند که نفت ایرانی برای هر اجنبی فزون خواه، سوزنده است چنان که دیوارهای خانه هر ایرانی، کسانی را که حذر نکنند سر میشکند.
بله نقابها افتاد. جهان دید چهره کریه شان را. خدا کند به فهمی درست برسند برخی از آنها که دنیا را از دریچه اینترنشنال و دیگر اتاقهای جنگ دشمن میبینند به این درک درست برسند که دشمن با بمب به دنبال ویرانی است نه چیز دیگر. ویرانی ایرانی که با انفجار هر بمبش در هر جای وطن قلب هر ایرانی زخمی تازه برمی دارد. قطعا هم خدا چنین خواهد کرد و با روشنتر شدن فضا، مردمی که برمی خیزند برای دفاع از وطن فزونی خواهند یافت.